WhiteLogo_edited.png
 

دوباره میسازمت وطن

جان دی مک کارتی مایر. ان زالد

مترجم : عماد بهاور

از کتاب جنبش های اجتماعی و دموکراتیزاسیون

گزاره های این مقاله مبتنی بر موارد و نمونه های آمریکایی هستند و تاثیر تفاوت هایر اجتماعی ، توسعه و ساختار سیاسی بر جنبش مشخص نیست و علاوه بر این مطالعات این مقاله تا حد زیادی متکی بر موارد مربوط به سازمانه ای چپ گراست و اغلب سازمانهای دست راستی نادیده گرفته شده اند بنابراین یک نظریه ی ناقص است .

 اما در عین حال می تواند به عنوان عناصر معین ، ثابت و قطعی یک نظریه ی کامل در نظر گرفته شود.

تا مدتها نظریات کنشگران اجتماعی در خصوص جنبش های اجتماعی حول محورهای مشکلات بسیج عمومی، علل و اسباب نارضایتی مردم، گزینه های تاکتیکی و زیر ساخت های جامغه و الزامات جنبش ها برای موفقیت صورت می گرفت . اما جامعه شناسان با تاکید بر محدویت های ساختاری، باورهای همگانی و محرومیت تا حد زیادی معضلات جاری و دشواریهای استراتژیک مربوط به جنبش های اجتماعی را نادیده می گرفتند.

برساختن رهیافت بسیج منابع : اخیرا تعدادی از دانشمندان علوم اجتماعی شروع به برساختن رهیافتی کرده اند که در این جا رهیافت بسیج منابع نامیده می شود که این رهیافت به طور جدی به بسیاری از پرسشهای رهبران جنبش های اجتماعی و نظریه پردازان عمل گرا پاسخ می دهد.

این رهیافت بر دو عامل حمایت اجتماعی و همچنین محدودیت جنبش های اجتماعی تاکید دارد و موارد زیر را به آزمون می گذارد :

تنوع منابعی که باید بسیج شوند

پیوندهای جنبش به سایر گروه ها

وابستگی جنبش به حمایت های خارجی برای دستیابی به موفقیت

تاکتیک های مورد استفاده مقامات رسمی برای کنترل جنبش ها یا به رسمیت شناختن آن

رهیافت جدید بیشتر متکی بر نظریه های سیاسی، جامعه شناسانه و اقتصادی است تا نظریه های روانشناسی رفتار جمعی در اجتماع

دیدگاه های که بر محرومیت و باورها تاکید می کنند :

 دیدگاههای سنتی مختلف با وجود تفاوتهای فراوان همه مبتنی بر فرضیاتی محکم برای ظهور جنبش های اجتماعی در یک جمعیت هستند :

نارضایتی های مشترک

باورهای عمومیت یافته (ایدئولوژی های نامسنجم و پراکنده ) درباره علل نارضایتی ها

امکانات موجود برای کاهش نارضایتی ها

افزایش وسعت و عمق نارضایتی ها و گسترش ایدئولوژی همه قبل از ظهور پدیده ی اجتماعی صورت می پذیرد.

نکته :

نارضایتی شرط لازم و نه کافی برای تشکیل هر جنبشی است

قبل از هر گونه کنش جمعی وجود یک باور عمومیت یافته یا توجیه ایدئولوژیک حداقل درباره علل نارضایتی و شیوه های جبران خسارت تحت شرایط معین نیاز است

دیدگاههایی که بر اهمیت فهم نارضایتی ها و احساس محرومیت شرکت کنندگان در جنبش تاکید داشته اند اغلب عوامل ساختاری را نادیده گرفته اند

محققینی که از گار پیروی می کنند اغلب عوامل ساختاری را نادیده گرفته اند

تحقیقات تجربی اخیر فرضیات مربوط به وجود ارتباط تنگاتنگ میان نارضایتی های موجود ، محرومیت (عینی یا ذهنی)و باورهای عمومیت یافته در ایجاد یک جنبش و تمایل به شرکت در کنش جمعی را زیر سوال برده اند یا میزان آن را درخور توجه ندانسته اند

در نتیجه چنین شواهدی چارلز تیلی در بحث پدیده های انقلاب و خشونت جمعی معتقد است که نگرانی ها و نارضایتی هایی که آنا درون جمعیت تشدید و منتشر می شود کاملا خارج از فرآیندهای اصلی سیاسی یک جمعیت جریان پیدا می کنند

همچنین از آنجاییکه در چنین دیدگاههایی در یک گروه اجتماعی بیشتر بر شرایط روانی حامیان بالقوه جنبش تاکید شده است و کمتر به اقدامات و کنش های افراد و نهادهایی که عضو آن گروه اجتماعی نیستند توجه می شود : مثلا به اقدامات لیبرالهای سفیدپوست شمالی در حمایت از جنبش حقوق مدنی سیاه پوستان جنوب یا حضور روسها و کوبایی ها در آنگولا کمتر توجه می شود

در دیدگاههای جدید سعی بر این است که به جای به کار گیری فرضیات محکم درباره محوریت محرومیت  و نارضایتی به سمت فرضیاتی تعدیل شده تر حرکت کنیم. در واقع در دیدگاه جدید عامل محرومیت تنها به عنوان یک عنصر و بعضا هم یک عنصر ثانویه درشکل گیری جنبش ها در نظر گرفته می شود. فرض ما در اینجا به گونه زیر است:

همواره در هر جامعه ای سطحی از نارضایتی وجود دارد که بتواند پشتوانه ی راه اندازی جنبش توسط مردم شود به شرطی که جنبش به طور کارآمدی سازماندهی شود و قدرت و منابع برخی گروههای رسمی نخبگان را نیز در اختیار داشته باشند.

حتی می توان گفت که نارضایتی ها و ناخشنودیها می توانند توسط کارفرمایان و سازمانها تعریف و ایجاد شده و مورد بهره برداری قرار گیرند.

هدف ما در این مقاله این نقض فرضیات محکم قبلی نیست بلکه پرداختن به فرضیات مهم جدیدی است که پیش از آن به دان پرداخته نشده بود

منابع :

حفظ یک جنبش در طول زمان نیاز به منابع مختلفی دارد از جمله پول و امکانات حرفه ای که می توان با پول تهیه کرد(تلفن، فکس، رایانه، لابی گران حرفه ای، کارمند و...)

در تمام این موارد استفاده از امکانات مهارت و بلدی می خواهد

جمع آوری امکانات به منظور به کار گیری مسیرهای جدید و خلاقانه برای اعتراض

بسیج منابع

دیدگاه بسیج منابع توسط اوسون در سال 1965 مطرح شد : وقتی جنبش های اجتماعی مطابق انتظار کنش جمعی نشان دهند دیگر کمتر کسی وجود دارد که به تنهایی هزینه های رفتار جمعی را متحمل شود.

اصول محوری در این دیدگاه :

مطالعه انباشت منابع(پول و نیروی کار)

انباشت منابع نیازمند نوعی سازمان حداقلی است

در نظر گرفتن و به رمسیت شناختن نقش مهم و تعیین کننده مشارکت افراد و سازمانهای خارج از جمعیت درگیر

مدل آشکار(هرچند ابتدایی) از عرضه و تقاضا برای منابعی که در جهت یا خلاف جهت جنبش حرکت می کنند

اهمیت به نقش هزینه و پاداش در توضیح مشارکت فردی و سازمانی جنبش

مقایسه دیدگاه جدید و سنتی :

مبنای حمایت و پشتیبانی

دیدگاه سنتی : شکل گیری جنبش احتماعی توسط جمعیت ناراضی و ستم دیده که فراهم کننده منابع و نیروی انسانی مورد نیاز هستند( در اینجا ممکن است به حامیان بیرونی جنبش هم اشاره شود ولی نه به عنوان اجزا تحلیلی و محوری)

دیدگاه جدید(دیدگاه بسیج منابع) : جنبش اجتماعی می تواند بر پایه ی نارضایتی مردم ذی نفع شکل گیرد می تواند هم لزوما اینگونه نباشد. عناصر فردی و سازمانی می توانند فراهم کننده بخش عمده منابع پشتیبان باشند یا حامیان آنها که لزوما ربط و نسبتی هم با اهداف جنبش ندارند می توانند تامین کننده این منابع باشند(پول، تجهیزات و حتی نیروی انسانی)

استراتژی و تاکتیکها :

دیدگاه سنتی : رهبران جنبش از ابزار چانه زنی، اقناع یا خشونت برای وادار کردن اصحاب قدرت به پذیرش تغییرات استاده می کنند

ملاحظات انتخاب تاکتیک :

سابقه ی روابط پیشین اعضای جنبش با دولت و صاحبان قدرت

دستاوردهای نسبی در تقابل های قبلی با دولت

ایدئولوژی جنبش

دیدگاه جدید(بسیج منابع) : در این دیدگاه توجه بر تعاملات جنبش و حامیان قدرت مورد نظر است

وظایف استراتژیک سازمانهای جنبش :

بسیج کردن حامیان

بی طرف نگه داشتن توده مردم و نخبگان یا تبدیل آنها به هواداران جنبش

داشتن انعطاف در تغییر اهداف

نکته : رفتاری که ممکن است برای رسیدن به یک هدف موثر باشد ممکن است برای هدفی دیگر نتیجه ندهد و حتی مضر باشد. تاکتیکها می توانند تحت تاثیر رقابتها و همکاری های درون سازمانی قرار بگیرند

3-رابطه با جامعه بزرگ تر

دیدگاه سنتی :  

1- در مطالعات موردی :تاکید بر تاثیرات محیط بر سازمان های جنبش به ویژه تغییر اهداف ( نادیده گرفتن روشهایی که سازمانها می توانند از طرق آنها محیط را در راستای اهداف خود به کار گیرند)

در مطالعات تحلیلی : تاکید بر میزان خصومت یا تساهل در جامعه ی بزرگ تر است( جامعه و فرهنگ به مثابه زمینه ی تاریخی و توصیفی جنبش در نظر گرفته می شود)

دیدگاه بسیج منابع

نقش جامعه فراهم آوردن زیر ساختهای به کار گرفته شده در صنایع جنبش اجتماعی و سایر صنایع است

جنبه های اجتماعی مورد توجه در مطالعات جنبش های اجتماعی شامل : رسانه های ارتباطی و هزینه های آن ، درجه دسترسی به نهادها، شبکه های از پیش موجود، ساختار اشتغال و میزان رشد آن

عناصر نظری :

جنبش اجتماعی : مجموعه ای از باورها و اعتقادات  در یک جمعیت که اولویت های تغییر در ساختار اجتماعی و نظام توزیع پاداش در یک جامعه را نشان می دهد

ضد جنبش: مجموعه ای از باورها و اعتقادات  در یک جمعیت در تقابل با جنبش اجتماعی

در دیدگاه بسیج منابع تمرکز بر روی سازمان های از پیش موجودی است که ترجیحات یکسانی را به اشتراک می گذارند

نظریه اوبرسکال مبتنی بر تحقیقات گذشته درباره سازماندهی جمعیت ها در یک جنبش اجتماعی است نشان می دهد که در آن دسته از سازمان های جنبش اجتماعی که از قبل سازمان یافته هستند (چه به صورت انجمن یا جمعیت یا..) سازماندهی جمعیت نسبت به سازمنهایی که مثل قارچ در هنگام وقوع جنبش سبز می شوند محتمل تر است.

 

سازمان های جنبش اجتماعی (SMOs) :

از دید برخی از تحلیل گران سازمان های جنبش اجتماعی در ایتدا ترکیبی از سازمان های رسمی است که بیشتر شبیه سازمان های تجاری عمل می کندچرا که یکی از فعالیت های اصلی جنبش ها جذب بودجه یا بسیج منابع است تا بتواند خود را سرپا نگه دارد و به نیروهای خود پاداش دهد. و جنبشها اغلب با هم بر سر جذب کمک رقابت می کنند به ویژه زمانی که حامیان آنها به غیر از کمک مالی کار دیگری نمی کنند.

این مساله سه واقعیت مهم در جامعه را بازتاب می دهد :

اصول مدرن حاکم بر سازمان های غیر انتفاعی

ثروت جوامع (آیا مردم درآمد کافی برای هزینه در راه آرمان ها و اهداف خود دارند؟)

توانایی کنشگران برای یافتن شغل حرفه ای در سازمان های تغییر اجتماعی

تعریف صنعت جنبش اجتماعی :

تمام سازمانهای جنبشی که هدفشان دستیابی به مطالبات اصلی یک جنبش اجتماعی است مجموعا یک صنعت جنبش اجتماعی را بوجود می آورند

مثال :؟

جنبش حقوق مدنی آمریکا : بخش بزرگی از جمعیت با اولویت تغییر در زمینه عدالت برای سیاهپوستان آمریکایی که در درون آن سازمانهایی همانند : کمیته هماهنگی ضد خشونت دانشجویان ، کنگره برابری رادیکال، انجمن ملی برای پیشرفت رنگین پوستان و کنفرانس رهبری مسیحیان جنوبی در زمینه طرح مطالبات فراگیر فعالیت می کردند.

جنبش های اجتماعی می توانند مطالبات مختلفی داشته باشند

مطالبات گسترده یا محدود

مطالبات موعود گرایانه و هزاره ای

مطالبات بازپس گیری امکانات یا داشته های از دست رفته

هر یک از سازمانهای درون جنبش می توانند یکی از این اهداف را در اولویت قرار داده  و نمایندگی کنند.

تعریف صنایع جنبش اجتماعی را می تواند با تعریف صنعت در اقتصاد مقایسه کرد:

تعریف سازمان اقتصادی معادل سازمان جنبشی و بخش صنعتی مورد تعریف معادل صنعت جنبش اجتماعی است

ما چگونه می توانیم سازمانهای جنبش اجتماعی را در قالب صنایع جنبش اجتماعی گروه بندی کنیم

و این اصلا کار آسانی نیست و تحلیل گر باید تحت شرایط مختلف تجربی تصمیم بگیرد که مرزهای این صنعت را تا چه حد بسته نگه دارد

 مثال :  مثلا یک صنعت جنبش اجتماعی که با محوریت موضوع سقط جنین فعالیت می کند و هدفش ایجاد تغییرات لیبرالی در قوانین، رویکردها و افکار عمومی درباره سقط جنین است مطمئنا اهداف و حوزه فعالیت این سازمان مورد توجه بخشی از صنعت جنبش گسترده تری با عنوان جنبش آزادی زنان قرار می گیردو همچنین می تواند بخشی از اهداف جنبش کنترل جمعیت نیز باشد.

مشکلات طبقه بندی سازمان های جنبشی که چند منظوره هستند به عبارتی تنوع محصولات در یک بخش معین صنعت تولید می کنند بسیار دشوار است.

امروزه در آمریکا این دسته از سازمانهای جنبشی که اهدافشان کمتر ذیل صنایع جنبشی معینی قرار می گیرد را سازمناهی جنبشی چندمنظوره می نامند

هر سازمان جنبشی مجموعه ای از اهداف معین داردکه می توانند محدود باشند یا گسترده . با مشخص کردن ویژگی ها و هویت سازمان جنبش می تواند آن را در ذیل یکی از صنایع جنبشی تعریف کرد.

سازمان جنبشی باید مالک منابع هر چند محدود اما متنوع باشد و به منظور تلاش برای دستیابی به اهداف جمعی و سازمانی منابع خود را کنترل کند این منابع می توانند شامل :

مشروعیت

پول

تجهیزات

نیروی کار

باشند. در واقع میزان منابع تحت اختیار یک سازمان است که حجم فعالیت های آن سازمان در حرکت به سمت اهداف را مشخص می کند

برخی سازمانها ممکن است کاملا وابسته به نیروهای داوطلب باشند در حالیکه بعضی سازمانها به نیروهای استخدامی. در هر حالت بسیج یا کنترل منابع بایستی قبل از وقوع .کنش صورت گیرد

بهاره روحی 

ژوییه 2021

سازمان های جنبش اجتماعی

مطالعات راهبردی 

هدف ما مشارکت درجنبش مردم ایران جهت گذار از وضعیت موجود و ساختن ایرانی آزاد و آباد است. اما این مسئله ای بسیار پیچیده و چند وجهی است که بمنظور عملی کردن آن، بایستی به درستی و بطور کافی بررسی شود. برای نیل به این هدف و بعبارتی حل این مسئله، ما بایستی در درجه اول به درک مناسبی از شرایط موجود رسیده و معضلات مهم را تشخیص دهیم.​ مسایل و معضلات عمده ای که مطرح است را در نگاه اول به شرح زیر میتوان نام برد : نقض حقوق زنان، نقض حقوق اقلیت های قومی و مذهبی، نقض حقوق بشر، وجود حکومت مذهبی و نیاز به یک حکومت سکولار نوین،  موضوع هویت ملی و ملی گرایی،  حکومت توتالیتر کنونی  و لزوم رسیدن به یک نظام دموکراتیک نوین ، رانت خواری و فساد اقتصادی و اداری موجود و نیاز به رفع آن بمنظور کار آمدی نظام نوین، اقتصاد ویران کنونی و نیاز به بازسازی و توسعه اقتصاد، معضلات فرهنگی و اجتماعی موجود مانند گسترش فراگیر اعتیاد  و نیاز به برنامه ریزی برای رفع معضلات در نظام نوین.

مطالعه این مسائل در دوره پیش از گذار از رژیم حاکم، یعنی در حال حاضر،  به دلایل زیر مهم است :

اگر به مراحل تغییر رژیم و استقرار نظام دموکراتیک نوین بعنوان یک پروژه نگاه کنیم برای موفقیت این پروژه در درجه اول بایستی شناخت درستی از اهداف پروژه داشته باشیم. نیاز ما به تغییر برای چیست؟ با نگاهی به تاریخ صد ساله اخیر و از دوره مشروطیت به این طرف، علیرغم تمام فراز و نشیب هایش و تمام تجربه های کسب کرده ، مردم ایران هنوز به خواسته هایشان نرسیده اند. اما این خواسته های بر آورده نشده چیست؟ میتوان اینها را نام برد: یک نظام مردم سالار که در آن دین و سیاست جدا باشند، که در آن حقوق بشر بر آورده شود از جمله حقوق زنان و اقلیت های قومی و مذهبی، که آزادی سیاسی داشته باشند، که اقتصاد پویا و رفاه شایسته ای داشته باشند، که در آن رانت خواری و فساد اقتصادی و مالی نبوده و عدالت اجتماعی و اقتصادی برقرار باشد، و اینکه ایران بعنوان یک ملت در جهان ارج و قرب و عزت شایسته اش را دارا باشد ومردم ایران به ایرانی بودن خود افتخار کنند و جامعه ای سرزنده و شاد و پویا داشته باشیم. بنا براین از وضعیت موجود  که به دلایل شرح داده در بالا بهیچوجه مطلوب مردم نیست میخواهیم به شرایط مطلوب مورد نظر ذکر شده برسیم و این مستلزم تغییر رژیم کنونی و استقرار نطام نوین میباشد و اینکه نظام نوین در رسیدن به اهدافش و بر آورده کردن خواسته های مردم موفق باشد. بعبارتی تغییر رژیم شرط لازم است اما کافی نمیباشد و مابایستی با برنامه ریزی موفقیت نظام دموکراتیک نوین را هر جه بیشترتر تضمین کنیم. بعنوان نمونه رانتخواری و فساد اقتصادی و اداری  درسطح و عمق وسیعی در ساختار سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ما ریشه دوانده است. در فردای سرنگونی رژیم، درست است که دیگر نظام سابق وجود ندارد و بنا بر این منشا بسیاری از رانتخواری ها از بین میرود ولی دیدگاه رانتخواری در لایه های مختلف جامعه کما بیش وجود دارد و میتواند در نظام جدید خود را باز تولید کند. فساد اقتصادی و ادرای میتواند نظام نوین را به شکست بکشاند.  بعنوان نمونه کشور رومانی بعد از سرنگونی چائوشسکو و علیرغم یک نظام دموکراتیک، عمدتا بخاطر فساد نهادینه شده ، شدیدا از این مسیله آسیب دیده است و نتوانست اهداف انقلاب خود را محقق سازد. همینگونه است مبحث سکولاریسم و جدایی دین و سیاست و اینکه باید از همین حالا مطالعه شود که چگونه میخواهیم جدایی دین از سیاست را اعمال و اجرا کنیم، چگونه آنرا در قانون اساسی بگنجانیم، چگونه آنرا در قوانین مدنی و جزایی و مالی وغیره اعمال کنیم و مهمتر از آن چگونه حافظ آن باشیم و بعبارتی پشتوانه عملی برای اینکه کشور سکولار بماند چیست؟ برای نمونه ارتش حافظ لائسیته قانون اساسی در ترکیه میباشد و در عمل هم در این زمینه دخالت کرد در نظام نوین جدید، چگونه میخواهیم سکولاریسم را تضمین و حمایت کنیم؟ اگر پس مانده های رژیم کنونی با امکانات مالی که اندوخته اند و بخواهند از این طریق بگونه ای خود را در سیستم پارلمانی وارد کنند و قوانینی بر ضد سکولاریسم بخواهند تصویب کنند چگونه با آن برخورد خواهد شد؟ اینکه بایستی همه این مسایل را پیش بینی کرد و از قبل برای آن برنامه ای ریخت مثلا به گونه ای در پیش نویس قانون اساسی مواردی را گنجاند که راه را برای انحراف های بعدی مشکل سازد.  بنا براین مهم است که ما در دوره پیشا گذر یعنی در حال حاضر معضلات را تشخیص داده، ریشه یابی کنیم، راه حل های لازم را جهت اجرا در نظام نوین تدوین کنیم. همینطور، در جهت سرنگونی رژیم ما بایستی مطالعات لازم را انجام دهیم، از تحولات و انقلاب های گذشته درسهای لازم را بگیریم نقاط قوت و ضعف رژیم را بفهمیم و همینطور نقاط قوت و ضعف خود را فهمیده و در جهت رفع نقاط ضعف خود عمل کنیم و ....

 بنابراین در ایران نوین ما به این نتیجه رسیدیم که نیاز به مطالعات راهبردی در زمینه های نام برده شده داریم تا از طریق آن استراتژی لازم جهت تغییر رژیم و استقرار نظام نوین را تدوین کرده و به مرحله اجرا بگذاریم. در نمودار زیر اینرا نشان داده ایم:

 
  • Facebook
  • Twitter
  • YouTube
  • Instagram
IranNovinLogo.jpg
OIP.jpg