هویت ملی  

"ملت نیز همانند فردانسان فرجامِ گذشته دراز آهنگی است سرشار از تلاش ها، از خودگذشتگی ها و فداکاری ه....میراثی از سرافرازی ها و دریغ های گذشته...در کنار هم رنج بردن و شادی کردن و امید بستن...."

 ملت چیست؟ ارنست رونان

ملیت نتیجه تخیل جمعی ساکنان یک سرزمین (و مهاجرینی که همچنان دل در گرو آن سرزمین  دارند) و باور جمعی به نمادها و اسطوره های ملی است.  ملی گرایی نوین در شکل مثبت آن، با ایجاد انگیزه همکاری حول یک محور مشترک نیروی محرکه تغیرات بسیار مثبتی شده است . از سوی دیگر، شکل منفی آن دست آویزی شده تا با سو استفاده از نمادها و سازه های اجتماعی (همچون نژاد) به نیرویی ویرانگر و مخرب بدل شود. جمهوری اسلامی که در ابتدا "امت" را به عنوان جایگزینی برای ملت مبنای فعالیتهای ایدئولوژیک خود قرار داده بود رفته رفته ترکیبی معوج از تشیع و ملی گرایی (شیعی-آریایی) را برای توجیه عملکرد خود و به ویژه سیاست های منطقه ای خود ارائه داده است.

ایران نوین به ملی گرایی مثبت و ایجابی در برابر ملی گرایی منفی قائل است. 

 در ملی گرایی منفی، نمادهایی همچون پرچم، مرز، سرود و...تنها برای تهییج عمومی و حذف "دیگران" به کار می رود و به "یکسان سازی" اهتمام می ورزد. اتحاد و یکپارچگی بهانه ای می شود برای مبارزه با هرگونه تکثر و تنوع و تقلیل ملت به مفهومی همگن وبدون ابتکار و نو آوری. زبانها ، رسوم، فرهنگ ها، باورهای دینی و غیر دینی غیر همسو با نسخه ملی حذف می شوند. همینطور هویت ایرانی در اغراق بر غرور ملی کاذب و بدون تحیلیل نقاط تاریک و روشن تاریخش. توهم امپراطوری و هزینه هنگفت مالی و سیاسی برای  حمایت از شبه نظامیان –اولویت ایدئولوژی بر منافع ملی و مردمی از جمله دیگر جنبه های ملی گرایی منفی هست. ملی گرایی منفی نیز بصورت نژاد پرستی ، قوم گرایی و هویت سلبی ،ایرانی هستیم چون ...نیستیم، گاه بروز میکند. 

در ملی گرایی مثبت ضمن اهمیت دادن به یک پرچم و سرود ملی، از سو استفاده صرفا احساسی از نمادهای ملی پرهیز میشود. همینطور ضمن تعهد به یکپارچگی ایران و همبستگی ملی، در راستای تکثر، تنوع و کوناگونی اندیشه ها، باورها، زبان ها و اقوام تلاش می ورزد و رفاه ایران آینده را در سایه این تنوع  قابل تحقق می داند. این نگاه، هویت ایرانی را در تجربه مشترک شیرین و تلخ گذشته و یک چشم انداز برای آینده متکی بر همکاری فراگیر تعریف می کند. در این راستا افتخارات گذشته وتاریخ ایران بر مبنای پژوهش و کشف حقیقت و در راستای غرور ملی متکی بر دستاوردهای گذشته وتلاش برای ایرانی پیشرفته در آینده مورد تاکید قرار می گیرند. همینطور، در راستای دفاع از منافع ملی در منطقه اقدام می کند ولی از حیف و  میل منابع ایران، حمایت از گروههای شبه نظامی و تنش زایی مداوم برای ایجاد "ریز امپراطوری" منطقه ای پرهیز خواهد کرد. ملی گرای مورد نظر ما یک ملی گرایی فراگیر و همه شمول (Inclusive) میباشد.

رژیم اسلامی با توجه به دیدگاه ادیولوژیک اسلامگرایانه اش و بی اهمیت بودن منافع ملی ، نهتنها در جهت تضعیف هویت ایرانی و ملی اقدام کرده است بلکه در جهت ضربه به تمامیت ارصی کشور برای تامین منافعش اقدام کرده است.  در سالهای اخیر تمامیت ارضی ایران به ویژه در قلمرو دریایی و مرزهای آبی و جه المعامله و قربانی داد و ستدهای سیاسی حکومت اسلامی به ویژه با چین و روسیه گشته است. .ما نیاز به بازنگری تمامی قراردادهای تقسیم دریای مازندران با کشورهای حوزه این دریا که توسط رژیم اسلامی منعقد شده است داریم. یک گروه کارشناس حقوقی باید تمام ابعاد قرارداد ایران با شوروی سابق و همچنین قراردادهای جدید امضا شده را بررسی کند. همینطور لغو قراردادهایی که رژیم اسلامی بدون شفافیت و پاسخگویی با دیگر کشورها بر سر منافع، منابع و مرزهای زمینی و آبی بسته است.  در مورد خلیج فارس بایستی در صدد احیای حقوق کامل ایران بر منابع آبی، زیستی (حق ماهیگیری) و سوختی (منابع گاز) در خلیج فارس و دریای عمان بوده و  مالکیت ایران بر اجزایر سه گانه (تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی) بایستی تاکید شود و این نه تنها از دیدگاه یکپارچگی که از بعد منافع ملی و استراتژیک بسیار مهم است.

سرفصل های مطالعاتی به شرح زیر خواهند بود:

  •  تعریف هویت، هویت فردی، هویتهای اجتماعی( هویت قومی, هویت فرهنگی, هویت ملی)

 

  •  شکل گیری هویت ملی در ایران:  هویت ملی تا قبل از مشروطه، هویت ملی در دوران پهلوی اول و دوم، هویت ملی پس از انقلاب ۱۳۵۷ و اثرات هویت اسلامی سیاسی بر آن.

 

  • هویت ایرانی و اسلام

 

  •  مدرنیته و مدرنیزاسیون:  مدرنیته و مدرنیزاسیون ، تاریخچه پیدایش مدرنیته و تحولات آن در ایران ،مدرنیته و هویت ملی در ایران

 

  •   ارزیابی هویت ملی و چالشهای مرتبط با آن در ایران امروز: 

    • همبستگی اجتماعی در ایران امروز، ملی گرائی و میهن دوستی در ایران امروز

    • هویت ملی و هویتهای قومی و زبانی ( این موضوع با همکاری با گروه حقوق اقلیتهای قومی ایران نوین مورد بررسی قرار خواهد گرفت).

 

  •  راهکارها برای برون رفت از چالشها:

    • باز تعریف هویت ملی : تاکید بر پویا بودن و قابل تغییر بودن هویتها و کثرت گرائی در هویت ها

    • ایجاد وفاق بین هویت ملی و هویت های قومی و زبانی

    • چگونگی برنامه ریزی برای اجرای راهکارها در نظام دموکراتیک آینده  

 

 نگاهی کوتاه به مفهوم هویت در علوم اجتماعی

هویت در ابتدا به عنوان یک پدیده فردی درک می شود. تعریف بنیادین هویت را می توان اینچنین خلاصه کرد : هویت فردی به شیوه ای گفته می شود که به واسطه آن، فرد رابطه شخصی اش را با محیط اطرافش می سازد. بنابراین سه نکته کلیدی در این تعریف  وجود دارد:

  • هویت و رابطه:  هویت همیشه در رویاروئی و در ارتباط با دیگری و دیگران نمود پیدا می کند. در غیاب دیگری، مفهومی به نام هویت وجود ندارد.

  • هویت قابلیت تغییر و دگرگونی دارد. به بیات دیگر، هویت یک مفهوم ایستا و از پیش تعیین شده نیست.

  •  هویت یعنی همان ارتباطاتی که فرد با محیط زندگی اش می سازد. منظور از محیط زندگی، انسانها و گفتار ها و کردار هایشان و همچنین ایده ها و تولیدات مادی منتقل شده توسط آنهاست. محیط زندگی می تواند شامل ابعاد طبیعی آن (جغرافیا، گیاهان، جانوران و غیره) نیز باشد.( Dorais, 2004 )

هویت های جمعی

تا اینجا نگاهی کوتاه بر تعریف هویت فردی داشتیم. هویت فردی متشکل از ترکیب ارتباطات معنی داری است که فرد، به عنوان یک زن یا مرد، با محیط زندگی اش برقرار می کند: جوان، بزرگسال یا کهنسال، ثروتمند یا فقیر، با یا بدون تحصیلات دانشگاهی، گویشور یک یا چند زبان، مومن به یک دین مشخص یا بی ایمان، شهروند یک کشور و ساکن در یک شهر یا روستا و غیره. ولی آنچه که مهم است این است که انسانها در انزوا زندگی نمی کنند. در واقع، احساس تعلق به یک جامعه برای حفظ بقا ضروری است. منظور از هویت جمعی یا گروهی در اینجا، احساس تعلق به گروهی از افراد است که اعضای آن، تا اندازه ای، درک مشترکی از محیط زندگی خود دارند و برای رسیدن به اهداف مشترک با هم همکاری می کنند.

در میان انواع هویت های جمعی، سه نوع هویت مورد توجه کارشناسان حوزه علوم اجتماعی است : هویت فرهنگی، هویت اتنیکی و هویت ملی. ( Dorais, 2004 )

 

هویت فرهنگی

 به بیان بسیار ساده، هویت فرهنگی اینگونه تعریف می شود : روندی   که به کمک آن، گروهی از افراد یک شیوه نسبتا مشترکی را از درک هستی و از تاثیر گذاشتن روی آن و همچنین از انتقال ایده ها و عملکردهایشان با یکدیگر به اشتراک می گذارند. اعضا یک گروه، با هویت فرهنگی مشترک، می دانند که در دیگر گروه ها، شیوه تفکر، عملکرد و ارتباطات می توانند متفاوت باشند. هویت فرهنگی زمانی خود را آشکارا نشان می دهد که دارندگان یک فرهنگ با افرادی از فرهنگهای دیگر، وارد تعاملات اجتماعی شوند. در واقع، شباهتهای درون یک گروه و تفاوتها در مقایسه با دیگر گروهها، مرزهای میان "ما" و "آنها" را می سازند. ( Dorais, 2004 )

هویت اتنیکی

هویت اتنیکی را می توان اینچنین تعریف کرد : آگاهی که یک گروه ( گروهی که اعضای آن دارای یک یا چندین نقطه اشتراک با هم هستند: ریشه جغرافیائی مشترک، ویژگی های فنوتیپی مشابه و یا یک زبان و یک سبک زندگی مشترک) از موقعیت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود در مقایسه با سایر گروهها از همان نوع که متعلق به یک حکومت هستند، دارد .(Dorais & Searles,2001 :11) هویت اتنیکی معمولا شامل یک قدرت اجتماعی نیرومندی است که می تواند چیرگی یک حکومت را تقویت و یا تضعیف کند. ذکر این نکته نیز مهم است که گروههای اتنیکی همیشه همگن نیستند.

با وجود تفاوتهائی که میان هویت فرهنگی و هویت اتنیکی وجود دارد، این دو نوع هویت کاملا از هم جدا نیستند. نکته دیگری که قابل توجه است، این است که معمولا، هویت اتنیکی وهویت فرهنگی به عنوان یک پدیده عینی درک می شوند. به بیان دیگر، هردو به عنوان تعلق ذاتی یک فرد یا جمعی از افراد به یک گروه اتنیکی غیر قابل تغییر فهمیده می شوند. درصورتیکه باید توجه داشت که هویت اتنیکی، مانند هر نوع دیگری از هویت، از طریق تعاملات اجتماعی ساخته می شود. بنابراین، شرایط غالبا در نوسان موجود در این تعاملات، سازنده هویت اتنیکی هستند.  

هویت ملی

 پیدایش مفاهیمی چون هویت ملی و ملی گرائی به بعد از ظهور دولت- ملتهای مدرن بر می گردد. هویت ملی و ملی گرائی باعث شدند که دولتها بتوانند گروه هائی را که به لحاظ فرهنگی و اجتماعی وا گرا هستند را یکپارچه کنند. در یک دولت-ملت چند فرهنگی و یا چند زبانه، غالبا اکثریت جامعه به واسطه هویت ملی تعریف می شود ( برای نمونه، کانادائی ها در کانادا). این در حالی است که اقلیت ها معمولا  طبق هویت اتنیکی شان تعریف می شوند ( بومی های کانادا  و کبکی ها ). هرچند که امروزه این انتظار می رود که اقلیت ها نیز، با حفظ هویت اتنیکی خود،   هویت ملی مشترک را با دیگران سهیم شوند. ( Dorais, 2004)

در برخی از متونی که روی موضوع هویت ملی متمرکز شده اند می بینیم که پژوهشگران دو بعد برای این نوع هویت در نظر می گیرند: بعد درونی و بعد بیرونی. پل کوورت بعد درونی هویت ملی را اینگونه توضیح می دهد: همبستگی  یا  یک دست بودن بخشهای یک دولت -ملت و به طور خاص، شیوه ای که چنین یک پارچگی، خودش را در وفاداری به دولت  -ملت آشکار می کند. ارزشها، شیوه زندگی، هنجارها و یا حتی احساس تعلق به یک تمدن می توانند تشکیل دهنده های این بعد از هویت ملی باشند. معمولا این بخشهای سازنده بعد درونی هویت ملی، در گفتمانهای متمرکز بر موضوع امنیت و به ویژه در زمان جنگ، به ابزاری توانمند جهت مشروعیت بخشیدن به بسیج کردن جامعه تبدیل می شوند.  در تعریف بعد بیرونی هویت ملی، کوورت آنرا  ویژگی مشخص و متمایز یک دولت – ملت، در مقایسه با سایر دولت  -ملت ها، می داند.(KOWERT, 1999)  

هدف از ارئه این تعاریف کوتاه از مفهوم هویت، تاکید بر تفاوتهای میان ابعاد مختلف آن بود. آنچه که در اینجا مهم است، درک پویا بودن هویت است. به بیان دیگر، هویت یک ساختاری است کاملا پویا که بر حسب پیشامدهای محیط زندگی، قابلیت تغییر دارد. در بخشهای بعدی به شکل گیری هویت ملی در ایران و ویژگی های آن خواهیم پرداخت.   

 

منابع"

 

Dorais, L. (2004), La construction de l’identité. Erudit.

 

Dorais, Louis-Jacques, et Edmund (Ned) Searles (2001), « Identités inuit/lnuit

identities», Études/lnuit/Studies, 25, 1- 2, p. 9-35.

 

Paul KOWERT, « The Three Faces of Identity », dans Glenn CHAFETZ, Michael SPIRTAS et Benjamin FRANKEL (dir.), The Origins of National Interests, London, Frank Cass, pp. 4-5.

هویت ایرانی و مدرنیته:

گفتگویی با دکتر هودشتیان

 

  • Facebook
  • Twitter
  • YouTube
  • Instagram
OIP.jpg
  • Facebook
  • Twitter
  • YouTube
  • Tumblr Social Icon
  • Instagram

ایران نوین

تمام حقوق ساخت سایت و مطالب آن متعلق به ایران نوین میباشد

بروز شده :  اردیبهشت۱۳۹۹ 

Copyright © 2020  Modern Iran